بعد از دوسال من هنوز هم اینجام
با قبل خیلی فرق کردم ولی خاطرات به نظرم هنوزم زیباست
اینجا برام شده مثل یه قلعه ی ساکت و متروک
درسته الان تار عنکبوت گرفته ولی یه روز یه پناهگاه امن و شلوغ بود ...
یه قلعه سنگی که شبا پر میشد از نور شعله های اتیش و هیاهو
حالا دو باره برگشتم به قلعه و میبینم خاک و خورده سنگ همه جا رو گرفته
مشعل ها خاموشن
ولی من هنوز اینجام
برچسب:
نویسنده: مهران کوهی